کد خبر: ۲۴۸۱۶۱
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۷

محمد شریعتمداری؛ تجربه‌ای برای امروز، سرمایه‌ای برای فردای ایران

در نظام مدیریتی کشور، گاهی افراد را فقط با آخرین مسئولیت، آخرین تصمیم یا تازه‌ترین حاشیه پیرامونشان می‌سنجیم. نتیجه این نگاه، نادیده‌گرفتن مسیری است که یک مدیر طی چند دهه پیموده و تجربه‌ای است که در برخورد با بحران‌ها، موفقیت‌ها و حتی اشتباهات به دست آورده است.

در نظام مدیریتی کشور، گاهی افراد را فقط با آخرین مسئولیت، آخرین تصمیم یا تازه‌ترین حاشیه پیرامونشان می‌سنجیم. نتیجه این نگاه، نادیده‌گرفتن مسیری است که یک مدیر طی چند دهه پیموده و تجربه‌ای است که در برخورد با بحران‌ها، موفقیت‌ها و حتی اشتباهات به دست آورده است.

محمد شریعتمداری؛ تجربه‌ای برای امروز، سرمایه‌ای برای فردای ایران

محمد شریعتمداری را نیز نباید صرفاً از دریچه آخرین مسئولیتش در گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس دید. او به نسلی از مدیران جمهوری اسلامی تعلق دارد که در دوره‌های متفاوت، از شکل‌گیری و تثبیت ساختارهای اجرایی تا سال‌های جنگ، سازندگی، توسعه صنعت و مواجهه با تحریم، در میدان مدیریت کشور حضور داشته‌اند.
این نسل فقط اداره‌کننده سازمان‌های موجود نبود. بسیاری از ساختارها باید از ابتدا ایجاد می‌شد، مسیرها هنوز آزموده نشده بود و مدیران ناچار بودند هم‌زمان تصمیم بگیرند، سازمان بسازند، نیروی انسانی تربیت کنند و مسئولیت پیامدهای تصمیم‌های خود را نیز بپذیرند. بخشی از زیرساخت‌های اجرایی، صنعتی و اقتصادی امروز ایران حاصل تلاش جمعی همان نسلی است که مدیریت را نه صرفاً یک جایگاه اداری، بلکه مسئولیتی برای ساختن کشور می‌دانست.
اهمیت شریعتمداری نیز تنها به فهرست سمت‌ها و مسئولیت‌هایش محدود نمی‌شود. یکی از وجوه کمتر گفته‌شده کارنامه او، توجه به نیروسازی و پرورش مدیران است. ارزش یک مدیر فقط در پروژه‌هایی که افتتاح می‌کند یا سازمان‌هایی که اداره می‌کند خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از میراث هر مدیر، افرادی هستند که در کنار او رشد می‌کنند، مسئولیت می‌پذیرند و برای اداره آینده کشور آماده می‌شوند.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین انتقال تجربه‌ای نیاز دارد. فاصله‌گرفتن نسل‌های مدیریتی از یکدیگر، خطری جدی برای نظام اجرایی کشور است. جوان‌گرایی بدون انتقال تجربه می‌تواند به تکرار خطاهای گذشته منجر شود و تکیه صرف بر مدیران باسابقه نیز ممکن است مسیر تحول و نوآوری را محدود کند. راه درست، حذف یکی به نفع دیگری نیست؛ باید میان تجربه مدیران قدیمی و توان، جسارت و دانش نسل تازه پیوند برقرار کرد.
مدیرانی مانند شریعتمداری می‌توانند یکی از حلقه‌های این اتصال باشند. شناخت آنان به معنای تقدیس یا مصون‌کردنشان از نقد نیست. هیچ سابقه‌ای نمی‌تواند جای پاسخ‌گویی را بگیرد و هیچ مدیری فراتر از ارزیابی قرار ندارد. اما نقد باید متوجه تصمیم، عملکرد و نتیجه باشد؛ نه اینکه چند دهه تجربه را به دلیل یک اختلاف سیاسی، مدیریتی یا رسانه‌ای یک‌باره نادیده بگیرد.
حضور شریعتمداری در رأس گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس نیز با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های صنعت کشور هم‌زمان شده است. مدیریت مجموعه‌ای با این وسعت، آن هم در شرایط جنگ، تحریم، تهدید تأسیسات، محدودیت‌های مالی و ضرورت حفظ تولید، صرفاً یک مسئولیت سازمانی نیست. تصمیم‌های چنین مجموعه‌ای با تولید، صادرات، ارزآوری، اشتغال و فعالیت صدها صنعت پایین‌دستی ارتباط مستقیم دارد.
عبور از دو جنگ، حفظ تاب‌آوری مجموعه، استمرار تولید و آغاز هم‌زمان بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده، حاصل تلاش جمعی مدیران، مهندسان، کارکنان و نیروهای عملیاتی بوده است. نباید تمام این دستاورد را به نام یک نفر ثبت کرد؛ همان‌گونه که نمی‌توان نقش مدیریت ارشد را در ایجاد انسجام، تصمیم‌گیری در لحظات دشوار و هماهنگ‌کردن اجزای یک مجموعه بزرگ نادیده گرفت.
بحث اصلی، دفاع شخصی از محمد شریعتمداری نیست. موضوع مهم‌تر، شیوه مواجهه ما با سرمایه‌های انسانی کشور است. آیا از مدیران باسابقه فقط تا زمانی استفاده می‌کنیم که مسئولیت اجرایی دارند، یا تجربه آنان را به دانش قابل انتقال برای نسل بعد تبدیل می‌کنیم؟ آیا سازوکاری برای ثبت تصمیم‌ها، تجربه بحران‌ها، موفقیت‌ها و شکست‌های آنان داریم، یا با پایان هر دوره مدیریتی بخشی از حافظه اجرایی کشور نیز کنار گذاشته می‌شود؟
کشوری که ناچار باشد هر مسئله را از ابتدا تجربه کند، هزینه‌های سنگینی خواهد پرداخت. تجربه مدیریتی باید از یک ویژگی شخصی به یک دارایی نهادی تبدیل شود. مدیران جوان باید بدانند تصمیم‌های بزرگ در شرایط واقعی چگونه گرفته شده، چه مسیرهایی به نتیجه رسیده و کدام اشتباهات نباید دوباره تکرار شود.
محمد شریعتمداری را باید در چنین چارچوبی ارزیابی کرد: مدیری باسابقه، دارای تجربه در حوزه‌های مختلف اجرایی و اقتصادی و برخوردار از سابقه نیروسازی و مدیرپروری. طبیعی است که بخش‌هایی از کارنامه او قابل نقد باشد؛ اما نقد منصفانه زمانی کامل است که در کنار ضعف‌ها، ظرفیت‌ها و تجربیات نیز دیده شود.
سرمایه‌های انسانی را باید در زمان حضورشان شناخت؛ نه برای ساختن چهره‌های دست‌نیافتنی، بلکه برای استفاده آگاهانه از توان آنان. توسعه ایران بدون انتقال تجربه، بدون پیوند نسل‌ها و بدون حفظ حافظه مدیریتی کشور ممکن نیست. مسئله امروز ما فقط نگه‌داشتن یک مدیر نیست؛ مسئله، حفظ دانشی است که طی دهه‌ها در نظام اجرایی کشور شکل گرفته و باید به نسل تازه مدیریت ایران منتقل شود.
محمد کریمی

captcha
آخرین اخبار