کد خبر: ۲۴۵۴۷۹
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۱
«تجارت» بررسی کرد

آینده حکمرانی در کاراکاس بعد از دستگیری مادورو

آینده حکمرانی در کاراکاس بعد از دستگیری مادورو دستگیری ناگهانی نیکولاس مادورو در یک عملیات شبانه توسط نیروهای ویژه آمریکا، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ونزوئلا و آمریکای لاتین ایجاد کرده است. نقطه‌ای که نه‌تنها ساختار قدرت در کاراکاس را دگرگون کرده، بلکه معادلات ژئوپلیتیک منطقه را نیز وارد مرحله‌ای تازه کرده است. انتقال رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا به نیویورک برای محاکمه، واکنش‌های گسترده‌ای در داخل و خارج کشور برانگیخته و پرسش‌های جدی درباره آینده سیاسی، امنیتی و اقتصادی این کشور نفت‌خیز مطرح کرده است. در حالی که میلیون‌ها مهاجر ونزوئلایی در سراسر قاره آمریکا این تحول را جشن گرفته‌اند، فضای داخل کشور آمیخته‌ای از احتیاط، ترس و انتظار است. سقوط مادورو لزوماً به معنای فروپاشی کامل رژیم نیست؛ زیرا ساختار قدرتی که طی دو دهه شکل گرفته، متکی بر شبکه‌ای پیچیده از ارتش، نهادهای امنیتی، گروه‌های شبه‌نظامی و منافع اقتصادی است که هنوز پابرجاست.

آینده حکمرانی در کاراکاس بعد از دستگیری مادورو

 به گزارش «تجارت»، در همین حال، ایالات متحده با اظهارات مبهم و گاه متناقض رئیس‌جمهور خود، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. ادعای «اداره ونزوئلا» توسط واشنگتن، معرفی مارکو روبیو به‌عنوان مسئول احتمالی مدیریت کشور، و تأکید بر نقش شرکت‌های نفتی آمریکایی در آینده اقتصاد ونزوئلا، موجی از سردرگمی و نگرانی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، دلسی رودریگز—معاون مادورو و اکنون سرپرست دولت طبق حکم دیوان عالی—با وجود ظاهر شدن در مقام رئیس دولت موقت، همچنان بر مشروعیت مادورو تأکید می‌کند و مداخله آمریکا را «وحشیانه» و «استعماری» می‌خواند. این دوگانگی در پیام‌ها و مواضع، نشان می‌دهد که ونزوئلا در آستانه دوره‌ای از بی‌ثباتی عمیق قرار دارد؛ دوره‌ای که در آن رقابت میان بازیگران داخلی، فشارهای خارجی و بحران‌های ساختاری می‌تواند آینده کشور را به مسیرهای کاملاً متفاوتی سوق دهد.

وضعیت قدرت پس از دستگیری مادورو
پس از انتقال مادورو به آمریکا، ساختار قدرت در کاراکاس دچار خلأیی شد که هیچ‌یک از بازیگران داخلی آمادگی کامل برای پر کردن آن را نداشتند. دلسی رودریگز، طبق قانون اساسی، به‌عنوان سرپرست دولت منصوب شد، اما این انتصاب بیشتر جنبه حقوقی دارد تا واقعی؛ زیرا او برای تثبیت قدرت خود نیازمند حمایت ارتش، حزب حاکم، گروه‌های شبه‌نظامی و نهادهای امنیتی است. رودریگز از نظر اقتصادی چهره‌ای عمل‌گرا و آشنا با اصلاحات بازارمحور است، اما در عین حال ریشه‌های ایدئولوژیک چپ‌گرایانه دارد و نسبت به نخبگان سنتی کشور بی‌اعتماد است. این ترکیب، او را به بازیگری پیچیده تبدیل می‌کند که می‌تواند هم با آمریکا همکاری کند و هم در برابر آن مقاومت نشان دهد.
در مقابل، چهره‌هایی مانند دیوسدادو کابیو و ولادیمیر پادرینو—دو ستون اصلی رژیم—در روزهای نخست پس از دستگیری مادورو پیام‌هایی مبهم و محتاطانه صادر کردند. کابیو خواستار آرامش شد و پادرینو وعده مقاومت در برابر «حمله آمریکا» داد، اما هیچ‌یک موضعی صریح درباره حمایت یا مخالفت با رودریگز اتخاذ نکردند. این سکوت، نشانه‌ای از رقابت پنهان برای قدرت است. ارتش ونزوئلا طی سال‌های گذشته از فساد، قاچاق و شبکه‌های اقتصادی غیررسمی سود برده و اکنون در برابر انتخابی دشوار قرار دارد: حمایت از رودریگز و همکاری با آمریکا، یا تلاش برای حفظ ساختار پیشین با رهبری جدیدی از درون خود. در کنار این بازیگران، گروه‌های مسلح غیررسمی مانند «کولکتیووها»، باندهای مواد مخدر و حتی شورشیان کلمبیایی نیز در معادله قدرت نقش دارند. حضور این گروه‌ها خطر تبدیل شدن بحران سیاسی به درگیری مسلحانه داخلی را افزایش می‌دهد. اگر ارتش دچار شکاف شود، این گروه‌ها می‌توانند به سرعت خلأ قدرت را پر کنند و کشور را به سمت بی‌ثباتی گسترده سوق دهند.

نقش و اهداف ایالات متحده
اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا درباره «اداره ونزوئلا» و معرفی مارکو روبیو به‌عنوان مسئول احتمالی مدیریت کشور، نشان‌دهنده رویکردی مداخله‌گرایانه و مبتنی بر منافع انرژی است. واشنگتن به‌طور آشکار اعلام کرده که قصد دارد در بخش نفت ونزوئلا حضور داشته باشد و شرکت‌هایی مانند شورون نقش مهمی در بازسازی صنعت نفت این کشور ایفا کنند. این رویکرد، از یک سو می‌تواند به احیای اقتصاد فروپاشیده ونزوئلا کمک کند، اما از سوی دیگر خطر ایجاد وابستگی شدید به آمریکا و تشدید تنش‌های داخلی را به همراه دارد. طرح آمریکا برای بازسازی ونزوئلا بر فرض همکاری دلسی رودریگز استوار است؛ فرضی که هنوز تضمینی برای آن وجود ندارد. رودریگز در ظاهر مواضعی ضدآمریکایی اتخاذ کرده، اما ممکن است در پشت پرده به همکاری با واشنگتن تمایل داشته باشد، به‌ویژه اگر این همکاری بتواند بقای سیاسی او و شبکه قدرتش را تضمین کند. با این حال، هرگونه همکاری آشکار با آمریکا می‌تواند او را در برابر جناح‌های تندرو رژیم و بخشی از ارتش آسیب‌پذیر کند. در سطح بین‌المللی، واکنش چین و روسیه—دو متحد اصلی مادورو—نسبتاً محدود بوده است. هرچند آن‌ها عملیات آمریکا را محکوم کردند، اما نشانه‌ای از اقدام عملی برای حمایت از رژیم مشاهده نشده است. این امر نشان می‌دهد که پکن و مسکو تمایلی به درگیری مستقیم با واشنگتن در آمریکای لاتین ندارند و احتمالاً به دنبال حفظ منافع اقتصادی خود از طریق تعامل با هر قدرت جدیدی در کاراکاس خواهند بود.

وضعیت جامعه و اپوزیسیون
جامعه ونزوئلا پس از سال‌ها بحران اقتصادی، سرکوب سیاسی و مهاجرت گسترده، در وضعیت فرسودگی قرار دارد. حدود ۸ میلیون نفر کشور را ترک کرده‌اند و بخش بزرگی از جمعیت باقی‌مانده درگیر بقا و تأمین نیازهای اولیه است. این شرایط باعث شده که توان بسیج اجتماعی برای اعتراض یا مطالبه‌گری کاهش یابد. حتی سقوط مادورو نیز نتوانست موج گسترده‌ای از تظاهرات ایجاد کند، زیرا مردم نسبت به آینده بی‌اعتمادند و از واکنش‌های خشونت‌آمیز رژیم می‌ترسند. در میان اپوزیسیون، ماریا کورینا ماچادو که در انتخابات ۲۰۲۴ از نامزدی منع شد، در موقعیتی پیچیده قرار دارد. با وجود محبوبیت گسترده در میان مهاجران و بخشی از جامعه داخلی، او از سوی واشنگتن نادیده گرفته شده و ترامپ حتی ادعا کرده که او «در داخل کشور حمایت ندارد». این موضع آمریکا، اپوزیسیون را دچار سردرگمی کرده و احتمالاً شکاف‌های داخلی را تشدید خواهد کرد. اپوزیسیون اکنون با این پرسش روبه‌روست که آیا باید با دولت موقت رودریگز وارد مذاکره شود، یا بر مطالبه انتقال سریع قدرت به یک دولت منتخب تأکید کند. هر دو مسیر با ریسک‌های جدی همراه است و می‌تواند آینده سیاسی کشور را به سمت‌های متفاوتی هدایت کند.

 سناریوهای پیش‌روی ونزوئلا
با توجه به توضیحات مطرح شده در ارتباط با آینده ونزوئلا می توان سه سناریو را مطرح کرد که عبارتند از:
سناریوی اول؛ تثبیت قدرت دلسی رودریگز با حمایت محدود آمریکا: در این سناریو، رودریگز موفق می‌شود حمایت ارتش و حزب حاکم را جلب کند و در عین حال با آمریکا به توافقی پنهان یا آشکار برسد. واشنگتن در ازای دسترسی به صنعت نفت و تضمین اصلاحات اقتصادی، از دولت موقت حمایت می‌کند. این مسیر می‌تواند به ثبات نسبی و آغاز بازسازی اقتصادی منجر شود، اما احتمالاً با اعتراض اپوزیسیون و بخشی از جامعه مواجه خواهد شد. این سناریو بیشترین شانس تحقق را دارد، زیرا منافع بازیگران اصلی را تا حدی تأمین می‌کند. سناریوی دوم؛ شکاف در ارتش و ورود کشور به دوره بی‌ثباتی: اگر ارتش میان جناح‌های مختلف تقسیم شود—میان حامیان رودریگز، طرفداران پادرینو، و گروه‌هایی که به بازگشت اپوزیسیون گرایش دارند—کشور ممکن است وارد دوره‌ای از درگیری‌های پراکنده و بی‌ثباتی گسترده شود. حضور گروه‌های مسلح غیررسمی، باندهای مواد مخدر و شورشیان خارجی می‌تواند این وضعیت را تشدید کند. در چنین شرایطی، احتمال مداخله نظامی بیشتر آمریکا افزایش می‌یابد و کشور ممکن است به سمت نوعی «حاکمیت چندگانه» حرکت کند. سناریوی سوم؛ گذار کنترل‌شده به دولت انتقالی با مشارکت اپوزیسیون: در این سناریو، فشارهای داخلی و خارجی باعث می‌شود رودریگز و آمریکا به سمت تشکیل یک دولت انتقالی با حضور چهره‌هایی از اپوزیسیون حرکت کنند. این مسیر می‌تواند زمینه‌ساز انتخابات آزاد و بازسازی مشروعیت سیاسی باشد. با این حال، تحقق آن نیازمند توافق میان بازیگرانی است که سال‌ها درگیر دشمنی و بی‌اعتمادی بوده‌اند. این سناریو از نظر دموکراتیک مطلوب‌تر است، اما احتمال تحقق آن کمتر از دو سناریوی دیگر است.

captcha
آخرین اخبار