
سید بهاءالدین حسینی هاشمی
کارشناس پولی و بانکی
بخشی از آنچه امروز در بازار و افکار عمومی مشاهده میشود، ناشی از عوامل بیرونی و فضاسازیهایی است که سعی دارد «سایه جنگ» را بر کشور پررنگ جلوه دهد. تحرکات نظامی آمریکا، آرایش جنگی ناوها، برخی اقدامات مانند تخلیه سفارتخانهها توسط بعضی کشورها، اظهارنظرها و بازتاب گسترده آنها در فضای مجازی همگی به گونهای القا میکنند که خطر جنگ جدی است.در این میان، باید توجه داشت که اگرچه آمریکا کشوری قدرتمند محسوب میشود، اما محاسبات اقتصادی آن، به ویژه با توجه به رویکرد شخصی و اقتصادی ترامپ، دلالتی بر ورود به یک جنگ پرهزینه ندارد. آمریکا در قبال دریافت منابع مالی، تعهد داده امنیت کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را تأمین کند؛ کشورهایی کوچک و آسیبپذیر که امنیت آنها مستقیماً با قیمت انرژی و ثبات بازار نفت گره خورده و آمریکا به این موضوع توجه میکند.
از سوی دیگر، ایران بازیگری است که حدودا ۳۰ درصد از نفت جهان به نوعی تحت تأثیر موقعیت آن قرار دارد. تجربههایی مانند ونزوئلا نشان داده که حتی با قطع فروش نفت نیز لزوماً زمینه یک درگیری نظامی مستقیم فراهم نمیشود. به نظر میرسد هدف اصلی، ایجاد فشار روانی و اقتصادی برای وادار کردن ایران به پذیرش شروطی است که بسیاری از آنها قابل قبول نیست.
در واقع ایران با نوعی «جنگ سرد» مواجه است، تلاش میشود شرایط فعلی در ذهن مردم و بازار به جنگی نزدیک به درگیری نظامی تعبیر شود. باور عمومی این است که سایه جنگ بر کشور گسترده شده و این موضوع بهطور طبیعی بر بازار ارز و طلا تأثیر میگذارد.
به نظر من در کنار تهدیدهای بیرونی، مدیریت فضای داخلی اهمیت بالایی دارد. ایران کشوری قدرتمند است و آمریکا نیز در منطقه پایگاههایی دارد که خود آنها آسیب پذیرند. بنابراین لازم است بخشی از تمرکز بر آرامسازی فضای داخلی باشد. اطلاعرسانی شفاف و واقعی به مردم، تقویت احساس امنیت و نشان دادن تلاشهای دیپلماتیک میتواند به کاهش التهاب کمک کند.
متأسفانه در حوزه سیاست خارجی، اجماعی علیه ایران شکل گرفته و در برخی قطعنامهها، کشورهای دیگر توانستهاند همراهی لازم را با آمریکا داشته باشند. فعالیتهای دیپلماتیک ما، بهویژه در تعامل با کشورهای تأثیرگذار بر افکار عمومی جهان، به اندازه کافی موفق نبوده و نتوانستهایم مواضع خود را بهدرستی تبیین کنیم یا از بروز برخی خطرات جلوگیری نماییم.
به نظر من هر دو عامل داخلی و خارجی تأثیرگذار بودهاند. حوادث داخلی، محدودیتهایی مانند قطع اینترنت موجب افزایش نگرانی در جامعه شدهاند. این فضا به دشمن امکان داده هم در داخل و هم در سطح بینالمللی بهرهبرداری گستردهای داشته باشد.
افزایش نرخ ارز، رشد بهای انس جهانی طلا و حتی جهشهای کمسابقه قیمت طلا که در مقاطعی تا ۲۰۰ دلار در یک روز هم گزارش شد، بخشی از همین فضای التهابآلود است. وقتی احتمال درگیری در خاورمیانه مطرح میشود، آن هم با توجه به جایگاه ایران بهعنوان کشوری بزرگ و تأثیرگذار، طبیعی است که کشورها به سمت تبدیل پشتوانههای پولی خود از دلار به طلا حرکت کنند. جنگ با ایران، جنگ با یک کشور نیست؛ بلکه جنگ با یک منطقه است و همین مسئله حساسیت بازارهای جهانی را افزایش میدهد.
اهداف دشمنان تا حد زیادی روشن است. اسرائیل به دنبال تضعیف و حتی تجزیه ایران است و آمریکا نیز منافع خود را دنبال میکند. ما نباید ناخواسته در زمین دشمن بازی کنیم. حفظ وحدت و انسجام داخلی و مدیریت هوشمندانه سیاست خارجی، ضرورتی انکارناپذیر است. در داخل کشور باید نگاه جامعتری حاکم شود. همه جناحها باید در نظر گرفته شوند، برخی محدودیتها کاهش یابد و راه برای مشارکت همه ایرانیانی که به کشورشان علاقه داشته و میخواهند در ساخت آن نقش خود را ایفا کنند، باز شود.
توجه بیشتر به خواستههای مردم میتواند سرمایه اجتماعی را تقویت کند و در نهایت، به کاهش آسیبپذیری کشور در برابر فشارهای بیرونی منجر شود.