امروزه پیدا کردن نیروی کار سادهای که بتواند وظایف اولیه شغل خود را بهدرستی انجام دهد، برای بسیاری از مدیران و کارفرمایان به چالشی جدی و زمانبر تبدیل شده است. برخلاف تصور رایجی که وجود دارد و باعث شده بسیاری فکر کنند در ایران کار نیست، بررسیهای روزانه ما در شرکتها نشان میدهد که مشکل اصلی بازار کار کمبود فرصت شغلی نیست؛ بلکه نبود نیروی کار متخصص و دارای مهارتهای کاربردی است. وقتی آگهی استخدام منتشر میکنیم، صدها رزومه دریافت میشود اما بررسی دقیق این رزومهها و مصاحبه با کارجویان نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد آنها توانایی انجام عملی وظایف اولیه شغلی خود را ندارند. این فاصله میان آموزشهای تئوری و نیاز واقعی بازار کار، یکی از مهمترین دلایل بیکاری امروز است؛ به همین دلیل افرادی که مهارت عملی و کاربردی دارند، معمولاً سریعتر جذب بازار کار میشوند و فرصتهای شغلی بیشتری پیش روی آنها قرار میگیرد.
بسیاری از جوانان و فارغالتحصیلان روزها و ماهها در شبکههای اجتماعی از نبود کار شکایت میکنند و معتقدند ظرفیت شرکتها تکمیل است. اما وقتی از نگاه یک کارفرما به بازار کار نگاه کنید، واقعیت کمی متفاوت است. بسیاری از شرکتها با کمبود نیروی کار ماهر روبهرو هستند و افراد زیادی که برای استخدام مراجعه میکنند، آمادگی لازم برای انجام حتی کارهای عملی اولیه را ندارند. درواقع بازار کار بیش از هر چیز به افرادی نیاز دارد که از همان روزهای اول بتوانند مفید باشند و بخشی از کار مجموعه را پیش ببرند؛ به همین دلیل، بسیاری از کارفرمایان با وجود بودجه مناسب برای استخدام، همچنان در پیدا کردن نیروی کارآمد با مشکل مواجهاند.
تجربه مصاحبههای استخدامی در ماههای اخیر نشان میدهد که کمبود مهارت به یکی از جدیترین مشکلات بازار کار تبدیل شده است. برای مثال، در بخش محتوا افرادی با ادعای چند سال سابقه کاری مراجعه میکنند اما حتی با اصول اولیه نگارش آشنا نیستند. در بخش مالی نیز گاهی فارغالتحصیلان حسابداری در مصاحبه حاضر میشوند، اما در ثبت سادهترین اسناد مالی، امور مالیاتی یا کار با نرمافزارهای پایه مشکل دارند و تنها با داشتن مدرک دانشگاهی انتظار دارند که شرکت همه چیز را از صفر تا صد به آنها آموزش دهد. این مسئله در مشاغل فنی، حتی بیشتر نیز دیده میشود؛ متقاضیان برق ساختمان، مکانیک یا تأسیسات با دانش تئوری وارد بازار کار میشوند، اما تا به حال یک سیمکشی ساده، تعمیر ابتدایی یک دستگاه یا کار با ابزارهای واقعی را بهصورت عملی تجربه نکردهاند.
با ورود گسترده هوش مصنوعی به فرایندهای کاری، برخی از متقاضیان کار تصور میکنند با استفاده از این ابزارها میتوانند ضعفهای مهارتی خود را پوشش دهند. آنها فکر میکنند میتوانند پروژهها را بگیرند و هرجا دچار مشکل شدند از هوش مصنوعی بپرسند؛ اما این تصور اشتباه است و کارفرمایان باتجربه خیلی زود متوجه آن میشوند. واقعیت این است که کسی که دانش و مهارت پایه ندارد، حتی نمیتواند درست بودن خروجی هوش مصنوعی را تشخیص دهد. در نتیجه، بهجای کمک به پیشرفت کار، باعث هدر رفتن زمان و هزینه مجموعه میشود. بنابراین ابزارهای هوش مصنوعی برای سریعتر و بهتر کارکردن افراد متخصص ساخته شدهاند و زمانی که حل یک مسئله واقعی به تصمیمگیری و تجربه عملی نیاز داشته باشد، هیچ ابزاری نمیتواند جای مهارت واقعی را بگیرد.
آمارهای رسمی نهادهای مرتبط و سازمان آموزش فنی و حرفهای نیز بهوضوح نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد فارغالتحصیلان دانشگاهی مهارتهای لازم برای مشاغل مرتبط با رشته خود را ندارند. این آمار بهخوبی نشان میدهد که سیستم آموزشی سنتی در تربیت نیروی کارآمد کاملاً شکستخورده است. بسیاری از افراد سالها وقت خود را صرف یادگیری مطالب تئوری میکنند، اما هنگام ورود به محیط کار و روبهروشدن با مسائل واقعی، توانایی کافی برای انجام کار عملی ندارند. این افراد متأسفانه متوجه نیستند که بازار کار بر اساس ارزش افزودهای که یک فرد ایجاد میکند به او دستمزد میدهد، نه بر اساس تعداد صفحاتی که در دانشگاه حفظ کرده است.
یک قانون بسیار ساده در اقتصاد و تجارت این است که شرکتها برای ایجاد ارزش و کسب درآمد فعالیت میکنند و هیچ کارفرمایی زمان، بودجه و حوصله کافی برای تبدیل محیط شرکت به کلاس درس را ندارد؛ بنابراین کارجو باید قبل از ورود به جلسه مصاحبه، مهارتهای لازم را در محیطهای آموزشی مناسب کسب کرده باشد. درواقع استخدام نیروی صفر و آموزشدادن به او به معنای کاهش سرعت رشد شرکت و هدررفت منابع ارزشمند سازمان است؛ به همین دلیل، معمولاً مدیران به دنبال فردی هستند که از روز اول بتواند مستقل کار کند و نیازی به سرکشی مداوم نداشته باشد.
در حال حاضر بازار کار به سمتی رفته است که شرکتها برای جذب نیروهای متخصص با یکدیگر رقابت میکنند. پیشنهاد حقوقهای بالا، مزایای رفاهی و شرایط کاری منعطف، همگی برای نگه داشتن نیروهایی است که مهارت واقعی دارند؛ بنابراین مشکل اصلی اقتصاد ما نبود کار نیست، بلکه کمبود نیروی ماهر است. وقتی یک تکنسین مکانیک خودرو، تعمیرکار لوازم خانگی، متخصص برق یا حسابدار خبره میتواند در ماه درآمدهای بسیار بالایی داشته باشد و همه شرکتها به دنبال جذب او هستند، شکایت از نبود کار فقط بهانه است. درواقع کارفرمایان برای فردی که کار بلد باشد حاضرند هزینه و زمان صرف کنند، اما برای فردی که فقط ادعا دارد حتی یک روز هم وقت تلف نمیکنند.
مشکل اینجاست که فرهنگ کار در میان بسیاری از متقاضیان تغییر کرده است؛ آنها میخواهند بدون گذراندن دوران سخت یادگیری و بدون دست به آچار شدن، مستقیماً پشت میز مدیریت بنشینند یا درآمدهای نجومی داشته باشند. همین طرز فکر باعث میشود تا فرصتهای شغلی بینظیری که در بخشهای فنی و خدماتی وجود دارد خالی بماند؛ درحالیکه بازار امروز بیش از هر زمان دیگری به نیروهایی نیاز دارد که از کار عملی نترسند و بدانند مهارت فنی یکی از مهمترین نیازهای اقتصاد امروز است.

جوانان و کارجویان پیش از ارسال رزومههای ضعیف و تجربه شکستهای پیدرپی و تحقیرآمیز در مصاحبهها، باید روی مهارتهای خود سرمایهگذاری کنند. راهکار منطقی و قطعی مراجعه به مراکز آموزشی کاربردی است که مستقیماً برای نیاز بازار کار طراحی شدهاند. آموزشگاه فنآموزان به نشانی https://fanamoozan.com یکی از محیطهایی است که دقیقاً برای پر کردن همین خلأ مهارتی ایجاد شده است. در این کلاسها خبری از تئوریهای خستهکننده نیست؛ کارآموزان با تجهیزات واقعی کار میکنند و توسط اساتیدی که خودشان سالها در صنعت شاغل بودهاند آموزش میبینند. در کلاسهای برق، الکترونیک، مکانیک خودرو، تأسیسات، کامپیوتر، حسابداری و برنامهنویسی افراد مستقیماً با چالشهای بازار کار روبرو میشوند و کار با ابزارها را بهصورت کاملاً کارگاهی تمرین میکنند.
آنچه ما بهعنوان کارفرما در روز مصاحبه بیش از هر چیز به دنبال آن هستیم، اما متأسفانه کمتر در متقاضیان مشاهده میکنیم، شامل موارد زیر است:

اگر کسی مهارت و تخصص داشته باشد، هرگز نیازی به التماس برای استخدام ندارد. رشتههایی مانند برق ساختمان، تعمیرات لوازم خانگی، مکانیک، تأسیسات، حسابداری کاربردی و برنامهنویسی حوزههایی هستند که همیشه با کمبود شدید نیروی ماهر مواجهاند و هر روز آگهیهای استخدام متعددی برای آنها منتشر میشود. کارجویان بهتر است بهجای شکایت مداوم از وضعیت کار و اقتصاد، چند ماه زمان بگذارند و یک حرفه را بهصورت اصولی و در یک محیط کاملاً کارگاهی یاد بگیرند. این مسیر نهتنها باعث میشود بسیار سریعتر به استقلال مالی برسند، بلکه آنها را به نیرویی ارزشمند، قابلاعتماد و غیرقابل جایگزین برای کارفرمایان تبدیل میکند. درواقع سرمایهگذاری روی مهارت شخصی، تنها سرمایهگذاری است که هیچ تورم و بحران اقتصادی نمیتواند ارزش آن را از بین ببرد.
نویسنده: فرهاد کوکائیان