
رویداد۲۴| سخنان حسن روحانی در دیدار با وزرا و معاونان سابق، بهسرعت به جنجالی تازه در عرصه سیاست داخلی تبدیل شد. روزنامه اصولگرای فرهیختگان در گزارشی با عنوان صریح «دوقطبی میسازم پس هستم» مدعی شد روحانی حتی «در دوران بازنشستگی هم همان عادت دوران ریاستجمهوریاش را ترک نکرده است» و همچنان از «ساخت دوقطبیها و نزاعهای ساختگی لذت میبرد».
در متن این روزنامه آمده است: «در تازهترین دیداری هم که با جمعی از وزرا و معاونین دولت داشته است، عادت همیشگیاش را تکرار و تلاش کرده تا در روزهایی که دلسوزان بر حفظ و تقویت وحدت اجتماعی تاکید دارند، سخنانی بگوید که در تعارض با این رویکرد است.»
این گزارهها نشان میدهد که رسانههای اصولگرا بازگشت روحانی به صحنه عمومی را نه یک «بیانیه سیاسی» که یک «بازگشت به میدان نزاع» تفسیر میکنند.
فرهیختگان میگوید سخنان روحانی «صرفاً فرصتی برای بازتولید نزاعهای بیپایان» است و بهجای ارائه راهحل، احیای دوگانههایی، چون «میدان در مقابل دیپلماسی» یا «برجام در مقابل امنیتی شدن» را دنبال میکند. در گزارش آمده است: «روحانی هرازچندگاهی به این بحثها بازمیگردد… با تأکید بر بحران و دوگانههای نخنماشدهای مانند میدان در مقابل دیپلماسی، فضا را به سمت بازتولید شکافهای کهنه سوق میدهد.»
این بخش از تحلیل فرهیختگان، تلاش میکند مخاطب را با روایتی آشنا روبهرو کند: اینکه هر بار روحانی سخن میگوید، گذشته پرچالش دهه ۹۰ دوباره بهصحنه بازمیگردد.
اما آنچه از دل متن برمیآید، نوعی نگرانی ضمنی از بازگشت ادبیات روحانی به جریان اصلی سیاست است؛ نگرانی از اینکه نقدهای او درباره وضعیت «نه جنگ، نه صلح» دوباره دست بالا بگیرد.
فرهیختگان بخش مهمی از گزارش خود را به سخن روحانی درباره مهاجران افغانستانی اختصاص داده و آن را «مغالطه» خوانده است. نقلقول اصلی روحانی چنین است: «در دولتی رفتهاند و از یک کشور همسایه، میلیونها نفر را بیحساب و کتاب وارد کشور کردهاند.»
روزنامه فرهیختگان این عبارت را «فاقد تطابق با واقعیت» دانسته و روایت خود را اینگونه ارائه میکند که مهاجرت گسترده پس از سقوط کابل «پدیدهای انسانی و اجتنابناپذیر» بوده و هیچ دولتی فراخوان رسمی برای ورود مهاجران صادر نکرده است.
در عین حال، لحن فرهیختگان در این بخش بیش از آنکه صرفاً نقد باشد، تلاش میکند روحانی را در مقام «تحریفکننده واقعیت» قرار دهد؛ روایتی که در فضای سیاسی امروز ایران، معنایی فراتر از یک اختلاف نظر دارد.
در بخش دیگری از گزارش، فرهیختگان به سراغ «کارنامه روحانی» میرود؛ از دی ۹۶ و آبان ۹۸ تا ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی.
در متن آمده است: «سوای از این، بازخوانی وقایع دو جمعه ناگوار دی ۹۶ و آبان ۹۸ و نسبتشان با روحانی، صلاحیت اظهار نظر درباره کلیدواژههایی همچون آرامش، اعتماد، محبوبیت، امید و امثالهم را از او سلب میکند.»
این بخش از گزارش، در واقع تلاش برای نشاندن روحانی در مقام «متهم دائمی» است؛ شیوهای که در سالهای اخیر در مواجهه رسانههای اصولگرا با دولتهای گذشته بارها تکرار شده است.
با این حال، در روایت رویداد۲۴ جای خالی یک سؤال مهم نباید نادیده بماند: آیا بازخوانی بحرانهای گذشته، راهی برای فهم اکنون است یا ابزاری برای حذف صدای یک چهره بازنشسته از عرصه بحث عمومی؟
نقلقول مشهور روحانی— «اگر برجام میبود جنگ ۱۲ روزه نداشتیم» —به یکی از مهمترین محورهای نقد فرهیختگان تبدیل شده است.
این روزنامه مینویسد پافشاری روحانی بر مذاکره با غرب و نادیده گرفتن ظرفیتهای داخلی، «کشور را به بنبست کشاند» و همان «رادیکالیسم» است که بهزعم آنها نباید دوباره به سیاست ایران بازگردد.
فرهیختگان در پایان گزارش خود نتیجه میگیرد: «روحانی هیچ مسئولیت رسمی ندارد و از این رو اصولاً نمیتوان انتظار طراحی برنامهای عملیاتی از او داشت…، اما تمام سخنرانی روحانی در حال تیشهزدن به ریشههای وحدت و انسجام ملی است.»
این جمعبندی، هم ادامه همان نگاه بدبینانه به کنشهای روحانی است و هم بیانگر حساسیتی که بخشهایی از جریان اصولگرا نسبت به بازگشت او به فضای رسانهای دارند.
در واقع، سخنان روحانی نهتنها بهعنوان «موضعگیری یک رئیسجمهور سابق» خوانده نمیشود، بلکه بهعنوان یک «تهدید بالقوه برای نظم سیاسی مطلوب رسانههای اصولگرا» بازنمایی میشود.