کورش شرفشاهي
k.sharafshahi@gmail.com
گراني همان چيزي است که مردم در سفرههاي خالي خودشان ميبينند و با تمام وجود حس ميکنند. هر چقدر منکر تورم و گراني شويم، اقتصاد را دستوري پياده کنيم، آمارها را دستکاري و با روان مردم بازي کنيم، نتيجه نميدهد. زيرا مردم با پولي که در دست دارند نميتوانند نيازهاي خودشان را تهيه کنند. اما به هر حال مرکز آمار ايران وضعيت اقتصادي مردم را توصيف کرد و مشخص شد که اقشار آسيب پذير همچنان زير بار گراني و تورم قرار دارند تاثيرات گراني بيشتر براي آن دسته از مردم محسوس است که در بين دهکهاي پايين جامعه قرار دارند. دهکهاي پايين جامعه درآمد پايين هم دارند و هنگاميکه قرار است با اين درآمد هزينههاي زندگي خودشان را جبران کنند، به شکمشان ميپردازند زيرا ميزان دريافتي ماهيانه آنان به اندازهاي نيست که بتوانند با آن به نوع ديگري زندگي کنند. هنگاميکه ميزان دريافتي بيشتر حقوق بگيران کمتر از دو ميليون تومان در ماه است و ناچار هستند با اين مبلغ زندگي خودشان را مديريت کنند مديريت هزينهها معنايي ندارد بلکه تنها فکر اين افراد بايد تهيه مواد غذايي براي يک ماه زندگي خود و خانواده شان باشد. در اين شرايط گراني کالاهاي اساسي براي اين افراد شوکه کننده است. شايد دولت ادعا کند که کالاهاي اساسي تنها 20 درصد گران شده اما رشد 20 درصدي کالاهاي اساسي براي کسي که ماهيانه يک ميليون تومان حقوق ميگيرد با کسي که ماهيانه 6 ميليون تومان حقوق ميگيرد، تفاوت فاحشي دارد. نتيجه آن ميشود که اين 20 درصد براي کسي که يک ميليون تومان حقوق ميگيرد 200 هزار تومان از حقوقش را کسر ميکند در حالي که اين 200 هزار تومان براي کسي که شش ميليون تومان حقوق ميگيرد زياد برجسته نميشود. به نظر ميرسد که دولت نبايد نگاه همه جانبه و يکسان به همه مردم داشته باشد. اگر قرار است يارانه پرداخت شود، بايد به دهکهاي پايين توجه بيشتري شود. البته در گذشته براي اقشار آسيب پذير از جمله کارگران، بنهاي کال در نظر گرفته ميشد يا به نوعي تعريف ميکردند که به دست اين دهکها کالا با قيمت مناسب تري برسد که در همين راستا سبد کالايي در دولت يازدهم تعريف شد که تاکنون موفقيت آميز نبوده و دولت نتوانسته کالاهاي اساسي را به سمت دهکهاي پايين جامعه هدايت کند و با کمال تاسف دولت ثروتمندان و فقرا را يک چشم نگاه ميکند.