کد خبر: ۱۱۳۴۶۳
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۵:۵۵
شهید ابراهیم قادریان؛
شهید «ابراهیم قادریان» بسیار دلسوز و مهربان بود با انسان‌های ضعیف در کمال تواضع رفتار می‌کرد و به زور گویان روی خوش نشان نمی‌داد.

به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «ابراهیم قادریان» در تاریخ یکم خرداد ۱۳۳۱ در یکی از روستا‌های بخش (میرده) شهرستان سقز به نام «سیادر علیا» چشم به جهان گشود. وی در حادثه ۱۵ خرداد ۱۳۶۳ در شهر بانه بر اثر بمباران هوایی رژیم بعث عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

خاطرات شهید «ابراهیم قادریان» به روایت همسر شهید

متن خاطراتی از شهید «ابراهیم قادریان» به روایت خانم «فاطمه باقی» همسر این شهید والامقام را می‌خوانید:

شهید «ابراهیم قادریان» در دستگیری از نیازمندان پیشقدم بود در حد توان به مستمندان کمک می‌کرد یار و یاور ستمدیدگان و دشمن سرسخت ستمکاران بود. پدرش عبدالرحمان و مادرش مریم نام داشت در حد خواندن و نوشتن درس خوانده بود و با رسیدن به سن ازدواج با دختری پاکدامن و متدین به نام فاطمه باقی از خانواده‌های خوشنام بانه‌ای ازدواج نمود.

در جوانی به عنوان قهوه‌چی در یک قهوه خانه کار می‌کرد با فوت پدر مسئولیتش در مقابل خانواده سنگین‌تر شد ۳۰ سال سن داشت از زندگی راضی بودند. دو فرزند شش ساله و دو ماه داشت که حاصل زندگی مشترک شان به حساب می‌آمد چند ثانیه بود از طریق رانندگی زندگی را اداره می‌کرد که در حمله دشمنانه هواپیما‌های رژیم بعث عراق در جوانی شهادت را به آغوش کشید و همسرش نیز از ناحیه دست به مقام جانبازی نائل آمد.

پیکر پاکش در قبرستان عمومی «سلیمان بگ بانه» مدفون است بسیار دلسوز و مهربان بود با انسان‌های ضعیف در کمال تواضع و رفتار می‌کرد و به زور گویان روی خوش نشان نمی‌داد یک روز صبح زود مثل همیشه بعد از اقامه نماز صبح و صرف صبحانه به قصد رفتن به سر کار از منزل خارج می‌شود.

در بین راه ماشین به او می‌زند و پایش را می‌شکند. راننده ماشین با التماس گریه می‌گوید: حواسم نبود مستاجرم و کلی مشکل در زندگی دارم با شنیدن این حرف‌ها به او می‌گوید راهت را بگیر و برو و خودش تاکسی می‌گیرد و به بیمارستان می‌رود یک ماه پایش در گچ بود. ما همیشه به این مروت و جوانمردی افتخار می‌کردیم.

انتهای پیام/ 900

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار