کد خبر: ۱۹۴۴۵۶
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۳
مدافع حرم گلستانی گفت: افتخار دارم که در یکی از ملاقات ها با سردار شهید سلیمانی یک انگشتر حدید از ایشان هدیه گرفته و یادگار دارم.

به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، شهید حاج قاسم سلیمانی در طول عمر پربار خود در جبهه‌های جنگ، مبارزه با اشرار داخلی و خارجی و حضور اشغالگران در منطقه و پدیده منحوس داعش لحظه‌ای از پا ننشست و شاگردان بزرگی را تربیت کرد.

منش، شخصیت و  ویژگی‌های این سردار بزرگ سپاه اسلام او را نه تنها به فرماندهی بزرگ بلکه الگویی برای هم نسلان و جوانان تبدیل کرد که گوشه‌هایی از آن را در سخنان یارانی که با او همراه بودند می‌توان دید.

سردار سلیمانی یک ژنرال بین‌المللی و یک انسان مهربان و اهل اشک بود و بسیار دیده شد که در مراسمات مذهبی ایشان گریه کردند.در زمینه سیاست نخبه و یک سیاستدان تمام عیار بود اما سیاست‌زده نبود.
خبرنگار خبرگزاری فارس گفت‌و‌گویی با سید محسن مسلمی عقیلی مدافع حرم از شهرستان کردکوی استان گلستان درباره ویژگی‌ها و خاطرات شهید سلیمانی در نبرد با داعش انجام داده که با هم می‌خوانیم.

فارس: در ابتدا خودتان را برای خوانندگان معرفی کنید؟
مسلمی عقیلی:
سیدمحسن مسلمی‌عقیلی متولد ۱۳۳۴ از کردکوی دارای مدرک فوق لیسانس تاریخ تمدن اسلامی دارای دو فرزند دختر و یک پسر و هشت نوه هستم‌.

از سال ۶۰ در جبهه‌های جنگ تحمیلی خدمت می‌کردم و در سال ۸۷-۸۶ به مدت حدود دو سال در زمانی که ریگی ملعون در سیستان و بلوچستان مردم مظلوم را مورد ظلم قرار می‌داد با اینکه بازنشسته شدم در منطقه حضور یافتم، از سال ۹۵ تا سال ۹۷ به عنوان یک بسیجی به سوریه برای دفاع از حریم اهل بیت (س) در رفت و آمد بودم.


سید محسن مسلمی عقیلی مدافع حرم از شهرستان کردکوی استان گلستان

فارس: با توجه به اینکه شما سردار سلیمانی را از نزدیک دیدید و در منطقه سوریه بودید درباره شخصیت و ویژگی‌های شهید سلیمانی توضیحاتی دهید؟
مسلمی عقیلی:
معتقدم  درباره انسان‌های بزرگ باید بزرگان سخن بگویند و به نظرم در این دو سال رهبر معظم انقلاب ویژگی و شخصیت این آزاده‌مرد را به خوبی بیان کردند و در دومین سالگرد این سردار صدق و اخلاص دو کلمه کاملی از سردار سلیمانی بوده که تمام ویژگی‌های شخصیتی وی در این دو کلمه نهفته است.

شجاعت سردار زبانزد دشمنان داخلی و خارجی بود و حتی در جاهایی که خطرناک بود و رهبر معظم انقلاب نگران می‌شدند با شجاعت وارد می‌شد و دشمنان جرات حمله و یا آسیب به وی را نداشتند.

در محاصره‌هایی که جبهه مقاومت دیگر توان  مقاومت و مبارزه را نداشت وی وارد عمل می‌شد و محاصره را می‌شکست و آنها را نجات می‌داد.

سردار سلیمانی در سال ۶۰ که هنوز لشکر ثارالله به شکل تیپ و گردان بود فرماندهی آن را عهده‌دار بود و توانست با قدرت به مبارزه با نیروهای بعثی اقدام کند.

به نظر من سپاه قدس مدیون خدمات، رشادت‌ها و شجاعت‌های سردار سلیمانی بوده که از سال ۷۶ در شرق و جنوب شرق کشور به فرماندهی این سردار بزرگ با اشرار مبارزه می‌کردند و هنوز رشادت‌ها این جوانمرد در آن منطقه بر سر زبان‌ها جاری است.

در زمان گذشته پادشاهان و امرا معمولا در کنار خود دو وزیر داشتند که به اصطلاح به آنها وزیر قلم و وزیر شمشیر می‌گفتند، کار وزیر قلم سیاسی و دیپلماسی بود و کار وزیر شمشیر نبرد و مبارزه در میدان جنگ.

یکی از ویژگی‌های مهم سردار سلیمانی این بود که هم وزیر دیپلماسی و سیاسی بود و هم وزیر شمشیر و با مدیریت تمام از هر دو ظرفیت برای مبارزه با دشمن استفاده می‌کرد.

آنچه که بسیار مهم بود شهید سلیمانی از تهدیداتی که دشمن بر علیه جبهه مقاومت و یا خود سردار به عنوان فرصت استفاده می‌کرد و دشمن را به زانو در می‌آورد.

فارس: به نظر شما مهمترین کاری که سردار سلیمانی در منطقه انجام دادند، چه بود؟‌
مسلمی عقیلی:
قبل از اینکه به این سوال پاسخ بدهم باید یک مقدمه‌ای را خدمت شما عرض کنم. همه مسلمانان معتقد هستند که امام زمان ( عج) روزی ظهور کرده و سربازان این امام پا در رکاب زمینه را برای ظهور در سراسر جهان آماده می‌کنند. با توجه به دنیای امروزی همیشه این مورد سوال پژوهشگران و علما و دیگر اساتید و روشنفکران بود که سربازان امام زمان (عج) چگونه از سراسر جهان انتخاب و پا در رکاب خواهند شد.

با شکل‌گیری داعش و حضورش در منطقه، سردار سلیمانی وارد میدان شد و قبل از هر چیز جبهه مقاومت را‌ تقویت و گسترش داد و توانست سپاه عظیمی را در منطقه پرورش دهد.به طوری که گروه‌های فاطمیون، زینبیون، حزب‌الله، فاتحین و به تازگی جریاناتی از آذربایجان به نام حسینیون از کشورهای مختلف عراق، سوریه، پاکستان و افغانستان شکل گرفته و به صورت یک لشکر در آمده که هم تربیت شده و آموزش دیده بوده و می‌توانند جزو سربازان امام زمان (عج) باشند.

در کنار این سردار سلیمانی با تمام توان و قوا و استفاده از ظرفیت‌های فکری فراوان گروه تکفیری داعش را از بین برد و منطقه را از وجود آنها پاک کرد.


سید محسن مسلمی عقیلی مدافع حرم از شهرستان کردکوی استان گلستان

فارس: خاطراتی از زمانی که در سوریه بودید را برای خوانندگان تعریف کنید؟
مسلمی عقیلی:
به نظر بنده ابعاد سوریه به طور کامل باز نشده و نیاز است آگاهی مردم در این زمینه بیشتر شود، یکی از اهداف مهم تشکیل داعش این بود که ابتدایی‌ترین و اصلی‌ترین جریان جبهه مقاومت یعنی حزب‌الله از بین رفته و سپس سوریه و عراق را از بین ببرند و حکومت جدید بر آنها حکمرانی کرده تا بتوانند‌با نفوذ بر ایران انقلاب اسلامی را‌ متلاشی کنند.

در این راستا حاج قاسم با ابتکار‌خود وارد عمل شدو جریانات مختلف مانند فاطمیون از افغانستان، زینبیون از پاکستان، حزب‌الله از سوریه، حیدریون از عراق، علاوه بر نیروهای نظامی در ایران فاتحین از بسیجیان و به تازگی حسینیون از آذربایجان را تشکیل و پرورش داد که در طول ۱۰ سال جنگ‌های چریکی و نامنظم این جریانات مبارزه کرده و ورزیده شدند و امروز می‌توان گفت بخشی از سپاه امام زمان (عج) در منطقه شکل گرفته و زمینه را برای ظهور اقا آماده خواهد کرد.

یکی از طرح‌های بزرگ حاج قاسم همین بوده که باید تشریح شود و ایشان در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای به خاطر مبارزه با داعش مورد تحسین همه کشورها حتی آمریکا و اروپا است.

* حاج قاسم علاوه بر فرا مذهبی فرادینی عمل کرد

دیدگاه حاج قاسم دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم بود و مبارزات وی در سوریه به خاطر دفاع از هم مذهب و هم دین خود نبود چرا که ۸۰ درصد مردمان سوریه و حتی حکومت آن مربوط به اهل تسنن بود و عده‌ای هم مسیحی در این کشور زندگی می‌کردند پس می‌توان گفت علاوه بر فرا مذهبی حاج قاسم فرادینی عمل کرد و برای دفاع از مظلوم و مبارزه با هرگونه ظلم در هر منطقه‌ای وارد می‌شد.

حاج قاسم مرد میدان بود و همواره دیپلماسی و سیاست خود را داشت و به همین خاطر به جریانات دنیا و منطقه آشنا بوده و آنها را خوب تجزیه و تحلیل می‌کرد. در تصمیم‌گیری‌ها همواره با هر فردی که احساس می‌کرد تجارب و اطلاعاتی دارد مشورت می‌کرد اما با قاطعیت تمام تصمیم آخر را می‌گرفت و به آن عمل می‌کرد و همیشه موفق می‌شد.

فارس: درباره سرنگونی داعش  توسط شهید سلیمانی و اقدامات داعش در منطقه خاطراتی دارید؟‌
مسلمی عقیلی:
قبل از هرچیز خدمت خوانندگان عرض کنم که داعش یک تشکل ورزیده و جنگنده بود و گروهی بود که سال‌ها روی آن کار شده بود و مانند خوارج بدفهم بودند و آنچه که از مذهب و دین بیان می‌کردند را درست و آنچه دیگران متقعد بودند و عنوان می‌کردند را غلط و کفر می‌دانستند.

گروه خاصی بودند که در منطقه سوریه به صورت گسترده حضور داشتند و واقعا از بین بردن آنها راحت و ساده نبود.این مطلب را بیان کردم تا مردم با گستردگی و ورزیده بودند این گروه تکفیری بیشتر آشنا شوند.

در آن زمان پاک کردن منطقه از داعش به صورت وجب به وجب و متری بود و اینکه مثلا ما بتوانیم یک تا دو کیلومتر در یک عملیات منطقه را پاک کنیم محال بود از طرف دیگر نفوذی و افراد جاسوس و انتحاری حتی در مناطقی که امن بود وجود داشت و در آنجا نمی توانستیم به کسی اعتماد کنیم.

زمانی که حاج قاسم سلیمانی اعلام کرد ظرف مدت سه ماه «بوکمال» را آزاد کرده و داعش را سرنگون می‌کند. هیچ کس چه دشمنان و چه نیروهای انقلابی در فرامرزها که در حال مبارزه بودیم باور نمی‌کردیم مدت سه ماه اینکار انجام شود. منطقه «بوکمال» یک مکطقه حساس بوده و با آزادشدن این منطقه از طریق «سویداء» و «قنیطره» راه ارتباطی سوریه و عراق باز شده و مستقیم زیر جولان به مرز اسرائیل می‌رسید که در صورت باز شدن راه ارتباطی عراق و سوریه از ایران اسرائیل احساس خطر کرده و ایران را در مرزهای خود می‌دید.

برای پاکسازی منطقه «بوکمال» حداقل ۱۰ سال زمان نیاز بود و اینکه حاج قاسم عنوان کرد ظرف مدت سه ماه این کار را انجام می‌دهد همان صدق و اخلاصی بود که رهبر معظم انقلاب در دومین سالگرد شهادت این سردار عنوان کرد و بی‌شک نزدیکی به خدا سبب شده بود تا با الهامات الهی بتواند بر دشمن چیره شده و بساط دشمن به ویژه داعش  را نابود کند.

منطقه‌ای که قرار بود پاکسازی شود حدود ۲۰۰ کیلومتر بیابان بود و در آن زمان که فصل پاییز بود ما شاهد بادهای شنی در منطقه بودیم که با وزش این بادها دید ما به کمتر از ۴۰ تا ۵۰ متر می‌رسید.

این نکته را‌ هم بیان کنم که در زمان وزش بادهای شنی داعش با ترفندی به سمت نیروهای ما حمله می‌کردند و زمانی که دید کم می‌شد اینها میدان را خالی و مبارزه بین نیروهای خودی انجام می‌گرفت و با توجه به تجربه‌ای که کسب کردیم در این مواقع نیروهای خودی با فریاد «لبیک یا زینب» و «الله اکبر» متوجه می‌شدند که با دشمن مبارزه می‌کنند و یا اینکه نیرو مقابل خودی است.

حاج قاسم سلیمانی بعد از اعلام این موضوع به منطقه آمدند و وقتی منطقه را بازدید کردند و مقاومت سخت گروه داعش را دیدند طرح جدید ریخته و گفتند که باید از این بیابان هر چند سخت عبور کنیم تا از مرز سوریه و عراق وارد شده و داعش را از بین ببریم.

این مطلب برای ما بسیار سنگین بود زیرا ۲۰۰ کیلومتر آزادسازی بیابانی که دید کم داشت، به خاطر خاک و شن فراوان در منطقه عبور وسیله نقلیه به هیچ عنوان مقدور نبود و مهمتر اینکه نیروهای ورزیده داعش در این منطقه حضور فعال داشته و عبور و پاکسازی آن بسیار دشوار بود.
با طرح‌ها و برنامه‌هایی که شهید سلیمانی ریختن و بچه‌ها عمل کردند در کمتر از سه ماه توانستیم این منطقه را پاکسازی کنیم.

البته حاج قاسم با زیرکی تمام و جنگ روانی بعد از متلاشی کردن داعش سریع آن را اعلام کردند تا بقیه نیروهای داعش که تعداد زیادی نبوده و در مناطق مختلف پراکنده بودند ترسیده و خود به خود منحل شوند.


«سرتیپ عمید حسام زهرالدین» وسیدمحسن مسلمی عقیلی مدافع حرم استان گلستان

فارس: خاطره خاص شخصی از شهید سلیمانی دارید؟
مسلمی عقیلی:
در حد و اندازه سردار سلیمانی نبودم که سعادت حشر و نشر با ایشان داشته باشم. اما انگشتری از ایشان به یادگار دارم که حکایت گرفتن این انگشتر را برایتان تعریف می‌کنم.

در یکی از بازدیدهای حاج قاسم سلیمانی از منطقه ایشان با «سرتیپ عمید حسام  زهرالدین» که وی بیش از سه سال به مانند یک قهرمان ملی توانست منطقه «دیرالزور» را در وسط محاصره داعش حفظ کند و مسئول بچه‌ای حزب الله وارد مقر ما شدند.

مقر ما یکی از ساختمان‌های‌مخروبه بود‌ که کمی تعمیر کرده و محل استقرار خودمان کرده بودیم دارای یک سالن در پایین و یک اتاق در بالا بود.

وقتی آنها وارد شدند در سالن پایین روی صندلی‌ها نشستند و حاج قاسم به عنوان تشکر از رشادت‌ها و شجاعت «حسام زهرالدین» انگشتری در دست ایشان کرد. فرمانده بچه‌ای حزب‌الله که در کنار «حسام زهرالدین» بود تلاش می‌کرد تا این انگشتر از دست «حسام زهرالدین» بگیرد.

شهید قاسم سلیمانی با خنده و عربی به وی گفت: «چی شده» و فرمانده به شوخی عنوان کرد این انگشتر برای ایشان سخت است و من می‌خوام برایشان نگه دارم، در همین زمان من کنار صندلی حاج قاسم ایستاده بودم که شهید سلیمانی به همراه خود گفت «یک انگشتر به ایشان بدهید که انگشتر حسام زهرالدین را صاحب نشود».

بعد از این سخنان بنده به حاج قاسم گفتم «منم سید هستم و دوست دارم یک انگشتر از شما یادگار داشته باشم».

حاج قاسم نگاهی به‌من کردند و سرشان را‌ پایین انداخته و به کارهایشان رسیدند.بعد از ۱۰ دقیقه که کارشان تموم شد و خواستند بروند یک لحظه به هم برخورد کردیم و وقتی من را دیدند، گفتند «انگشتر به دستتان رسید»

گفتم «نه» بلافاصله همراه خود را صدا زدند و گفتند «یک انگشتر به سید‌ بدهید.»


انگشتر اهدایی حاج قاسم به سیدمحسن مسلمی عقیلی مدافع حرم استان گلستان


انگشتر اهدایی حاج قاسم به سیدمحسن مسلمی عقیلی مدافع حرم استان گلستان

این انگشتر‌ که هنوزم دستم می‌کنم از جنس حدید بوده دارای رکاب بسیار خوبی است و روی انگشتر با لیزر نوشته شده «یا قمر بنی‌هاشم» و کنار این کلمه نوشته شده «السلام علی الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.» و این یادگاری گرانبهایی از شهید سلیمانی که همراه دارم.

از دیگر خاطراتم این است که اعلام کردند حاج قاسم به مقر ما می‌آید و این درست زمانی بود که وسط عملیات بودیم و منطقه پر از نفوذی و جاسوس بود و مطمئن بودیم دشمن از رفت و آمد و تردد حاج‌قاسم مطلع است و نگران جان ایشان بودیم.

* خاطره‌ای از سادگی و خاکی بودن حاج‌قاسم که باعث افتخار و بالندگی نیروهای مدافع حرم بود

خبر دادند‌ که ظهر حاج قاسم در‌ مقر ما خواهد بود. با اندک مواد غذایی که مانده بود غذای ساده‌ای را آماده کردیم و در اتاق بالا سفره را انداخته و منتظر حاج قاسم بودیم. وقتی آمدند با همان چهره خندان همیشگی دست و صورتی شستن و با اینکه خستگی از چهره‌شان نمایان بود اما تبسم از چهره‌شان محو نمی‌شد.

راهنمایی کردیم که به اتاق بالا بروند و غذا را آوردیم غذا چون مختصر و کم بود ما نماندیم و خواستیم پایین برویم که ایشان به راحتی غذا میل کنند اما اصرار کردند که بمانید و با هم هر آنچه که هست می‌خوریم وقتی ما هم اصرار به پایین رفتن کردیم با ناراحتی گفتن هم غذا زیاده و هم سفره بزرگ بنشینید و با هم غذا بخوریم.

خلاصه وقتی ایشان رفتند ماست باقیمانده بود که بچه‌های مقر همه با هم خوردیم. بعد از چند ساعت اعلام کردند حاج قاسم به خاطر عملیات در منطقه خواهد ماند و امشب به مقر بر‌ می‌گردد.

همه ما ناراحت شدیم که چرا ماست‌ها را خوردیم و برای شام حاج قاسم چیزی نگه نداشتیم.

این سادگی و خاکی بودن حاج قاسم با نیروهای مبارز باعث افتخار و بالندگی‌ما بود که احساس بزرگی و فرمانده بودن در زمان خاص مانند غذا خوردن و استراحت نداشت و هر آنچه بود با نیروهای مدافع حرم تقسیم می‌کرد.

* باید ابعاد مختلف فعالیت‌ی وی و ایجاد امنیت در جهان و منطقه بازگو شود/ از بین بردن داعش به جز حاج قاسم کار هیچ کشور، جریانی و حتی بزرگترین نیروهای نظامی آموزش‌دیده نبوده است

فارس: اگر صحبتی دارید بفرمایید؟
مسلمی:
در حال حاضر در سراسر جهان شهید سلیمانی را به عنوان سردار دل‌ها می‌شناسند چه آنهایی که ایشان را دیده و یا خدمات ایشان را شنیده و این جهانی شدن و سردار دل‌ها بودن به‌خاطر شناخت خوب ایشان از خدا بوده است.

وی اینقدر به خدا نزدیک شده که تنها وصل شدن به خدا و شهید شدن دوای درد دوری ایشان از معبود خود می‌داند.

باید ابعاد مختلف فعالیت‌ی وی و ایجاد امنیت در جهان و منطقه بازگو شود. امروز با اینکه دشمن وی را به شهادت رسانده اما رشادت و شجاعت حاج قاسم را تحسین کرده و حتی کشورهای اروپایی و آمریکایی پیشنهاد می‌کنند که وی را به عنوان یک چهره بین‌المللی و جهانی ثبت و معرفی کنند.

دشمن هم می‌داند که وجود امنیت در منطقه و جهان چقدر مهم بوده و حاج قاسم برای ایجاد این امنیت چه فداکاری‌هایی که نکرده است. از بین رفتن داعش حتی در تصور دشمن هم نمی‌گنجید و با آشوب‌هایی که داعش در اروپا و آمریکا ایجاد کرد به این نتیجه رسیده بودند که وجود داعش حتی برای خود آنها نیز خطرناک است و از بین رفتن داعش کار هیچ کشور، جریانی و حتی بزرگترین نیروهای نظامی آموزش‌دیده نبوده و فقط سرداری چون حاج قاسم می‌توانست این کار را انجام دهد که با مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح انجام داد.
انتهای پیام/۲۳۰۷

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار